بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
فربد جوجو، پسر مامان
فربد جوجو، پسر مامان
تنها بهانه زندگی
79
تاريخ : 31 ارديبهشت 1391 | نویسنده : شیوا مامان فربد

عزیزم ، گل من، تولدت مبارک

دیروز برات جشن تولد گرفتیم ، خودت از همه بیشتر رقصیدی

زیباعزیزم الهی ١٢٠ ساله شی و همیشه سلامت باشی زیبا

 




بازدید : 3 مرتبه | موضوع :
78
تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1391 | نویسنده : شیوا مامان فربد

هر وقت زمین می خوری یا جایی از بدنت زخم میشه ، بهت میگم درد اومد و سرت رو تکون میده که یعنی آره منم جای درد رو بوس می کنم یا فوت می کنم و می گم خوب شد و تو دیگه گریه نمی کنی .

امروز صورتم زخم شده بود بهش دست زدی گفتم درد ، جای زخم رو بوس کردی و شروع کردی به فوت کردن.

الهی مامان فدای پسر با احساس و مهربونش بشه

این روزها یا می گی با هم کشتی بگیریم یا اینکه همش بهم چسبیدی و داری ابراز محبت می کنی بعضی وقت ها کلافه می شم از بس که بهم می چسبی، یا تو بغلم می شینی یا دستت رو میندازی دور گردنم

قربونت برم الهی فرشته کوچولوی مامان




بازدید : 4 مرتبه | موضوع :
77
تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1391 | نویسنده : شیوا مامان فربد

ziba

باز هم بابات رفت ماموریت و من و تو رو  تنها گذاشت . این دفعه کمتر بی طاقتی می کنی البته یه چند روزی مونده که بابات بیاد .

هر روز صبح بعد از اینکه صبحانه رو خوردی دستم رو میگیری و میگی دست، و میبری سر کمد لباسات که بریم بیرون . بعضی وقت ها تو پارک خیلی خوب بازی می کنی ولی بعضی وقت ها لجباز می شی وسایل بازی بچه ها رو بر میداری سوار سه چرخه هاشون می شی . جاهای خطرناک میری .

وقتی بهت می گم مار چی کار می کنه مثل مار زبونت رو تکون میدی و ادای ماهی رو هم با باز و بسته کردن لب هات درمیاری.  

zibazibazibaظهذشzibaziba

 




بازدید : 2 مرتبه | موضوع :
76
تاريخ : چهارشنبه 30 فروردين 1391 | نویسنده : شیوا مامان فربد

تقریبا عکس ١٢ تا حیوون رو یا گرفتی از بازی کارت حیوانات خیلی خوشت میاد وقتی میگم مثلا گاو کدومه خودت صداشو در میاری و کارت رو می دی به من .

 شکلکهای جالب و متنوع آروینصدای گاو ، هاپو ، خروس ، گربه ، شیر رو خوب در میاری

امروز صدای بوقلمون برات در آوردم و کلی خندیدی کیف کردی . به خودت که می گم بوقلمون چی میگه یه صدایی در میاری و سرت رو مثل بوقلمون تکون می دی

شکلکهای جالب و متنوع آروینمامان فدای جوجوش بشه با این کاراش شکلکهای جالب و متنوع آروین 




بازدید : 7 مرتبه | موضوع :
75
تاريخ : سه شنبه 15 فروردين 1391 | نویسنده : شیوا مامان فربد

وقتی میگم فربد بگو بابا میگی باب . خیلی زحمت می کشی ولی نمی تونی درست تلفظ کنی قلب




بازدید : 11 مرتبه | موضوع :
74
تاريخ : دوشنبه 14 فروردين 1391 | نویسنده : شیوا مامان فربد

شکلکهای جالب و متحرک آروین

عزیز دلم عیدت مبارک امیدوارم ١٢٠ تا بهار زیبا رو ببینی قربونت برم

شکلکهای جالب و متحرک آروین

١٠ روز رفتیم شمال ،‌هوا خیلی سرد بود همش تو خونه بودیم ، تا یک کمی هوا خوب می شد می بردمت بیرون ، یه روز رفتیم دنبال گله گوسفند گشتیم و رفتیم پیش گوسفند ها ، تو اصلا نترسیدی و دنبال گوسفند ها می کردی وقتی اونا فرار می کردند خوشحال می شدی و جیغ می زدی و دوباره دنبالشون می کردی .

 فربد و گله گوسفند

یک روز هم رفتیم دریا وای اونجا هم خیلی خوش گذشت .ولی سرد بود.

یک روز هم بردمت باغ، کلی دنبال مرغ و خروس ها، ارک و غاز می کردی اولین بار بود که گاو رو از نزدیک دیدی اولش خیلی ترسیدی خوب حق داشتی گاو خیلی بزرگ بود ولی بردمت پیش گوساله، اصلا نترسیدی بهش علف دادی ونازش کردی خلاصه اینکه خیلی بهت خوش گذشت .یه کوچولو یاد گرفتی صدای گاو و خروس رو دربیاری .

 

من قربون پسر شجاعم بررررررررررررررررررررررررررم

روز های آخر حوصله ات سر رفت یه عروسی هم رفتیم که تو اصلا دوست نداشتی بیایی توی تالار و همش گریه می کردی که بریم بیرون .




بازدید : 8 مرتبه | موضوع :
73
تاريخ : شنبه 13 اسفند 1390 | نویسنده : شیوا مامان فربد

دنیای زیبا یه چند وقتیه که نصف شب عادت کردی فرنی یا سرلاک بخوردی گرسنه ات  میشه ، آخه شب ها خوب شام نمی خوری ، دیشب شام قرمه سبزی داشتیم و تو حسابی غذا خوردی موقع خواب برات آب آوردم گفتم شاید تشنه باشی ، تو هم طبق عادت فکر کردی وقتی توی رختخوابی آب رو همراه با سرلاک باید بخوری ، هی بهم اشاره می کردی و من هم خودم رو به خنگی می زدم که بهت سرلاک ندم می ترسیدم دل درد بگیری ، آخرش بهت گفتم من که نمی فهمم تو چی می گی بعد دهنت رو باز کردی و انگشت اشاره ات رو به سمت دهنت بردی و توی دهنت رو اشاره می کردی ، کلی از دستت خندیدم و جیغ زدم و گازت گرفتم.

عزیزممممممممممممممممممممممممم دنیای زیبا

زیبا




بازدید : 18 مرتبه | موضوع :
72
تاريخ : جمعه 5 اسفند 1390 | نویسنده : شیوا مامان فربد

وقتی یه چیزی ازت می پرسم در جواب می گی نه

فربد توپ دوست داری ...... نه

پسرم بریم پیش محمد علی ...... نه

مامانی بریم دد .... نه

سوپت خوشمزه بود ....... نه

و همه اینها یعنی آره

عزییییییییییییییییییییییییییییییییزم




بازدید : 13 مرتبه | موضوع :
71
تاريخ : چهارشنبه 3 اسفند 1390 | نویسنده : شیوا مامان فربد

یکی دو روزه که خیلی بی حوصله شدم ، اصلا حوصله بازی کردن با تو رو ندارم نمی دونم چرا ؟

تو هم متوجه این قضیه شدی امشب که روی مبل خوابیده بودم اومدی بوسم کردی و خندیدی و رفتی و این کار رو پنج ، شش بار تو یه دقیقه انجام دادی ،منم طبق معمول خوابوندمت روی زمین و خوردمت.

niniweblog.com 

دورت بگردم من الهی  

مامان دورت بگرده ، یه دور نه ، ١٠ دورو ١٠٠ دور بگرده

 

 

 




بازدید : 18 مرتبه | موضوع :
70
تاريخ : 30 بهمن 1390 | نویسنده : شیوا مامان فربد

امشب که دایی مهدی دلش برات تنگ شده بود گفت بریم خونه مامان جونی دور هم باشیم ، مثل همیشه آهنگ گذاشتیم و دست زدیم و تو رقصیدی یک کمی هم با محمد علی و هستی بازی کردی

آخر شب برای چند لحظه آقاجون و مامان جونی داشتند با محمد علی حرف می زدند و قربونش می رفتند که تو حسودیت شد و رفتی نزدیکشون ، پیراهنت رو کشیدی بالا و داشتی نافت رو به اونا نشون می دادی می خواست جلب توجه کنی .niniweblog.com

 

عزیزمممممممممممممممممممممممممم قربونت برم الهی که همه چیز رو از همین حالا برای خودت می خواهی .




بازدید : 22 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد